تعامل انسان با هوش مصنوعی در آستانه یک تحول بنیادین قرار دارد که از آن تحت عنوان «صنعتیسازی پرامپت» یاد میشود. در این پارادایم جدید، دیگر هوش مصنوعی تنها یک همکار خلاق برای نگارش متنهای ادبی یا پاسخ به سوالات عمومی نیست، بلکه به عنوان یک مولفه کلیدی در زنجیره پردازش دادههای ماشینی عمل میکند. محور اصلی این تحول، تکنیکی است که تحت عنوان «پرامپت نویسی JSON» شناخته میشود و هدف آن تبدیل خروجیهای غیرقابل پیشبینی و توصیفی مدلهای زبانی بزرگ (LLM) به دادههای دقیق، ماشینخوان و با ساختار کاملاً مشخص است. پرامپت JSON در واقع پلی است میان زبان طبیعی انسان که مملو از ابهام و تفاوتهای ظریف است، و دنیای نرمافزار که بر پایه منطق صریح و ساختارهای دادهای سفت و سخت بنا شده است.

ظهور این رویکرد پاسخی بود به چالشهای جدی در استقرار عملیاتی مدلهای زبانی در محیطهای تولیدی. مدلهای زبانی به ذات خود احتمالاتگرا و استوکاستیک هستند، به این معنا که ممکن است در برابر یک ورودی یکسان، پاسخهایی با فرمتهای متفاوت ارائه دهند. این عدم قطعیت برای توسعهدهندگانی که قصد دارند خروجی هوش مصنوعی را به یک پایگاه داده متصل کنند یا آن را به عنوان ورودی یک API دیگر به کار ببرند، یک کابوس فنی محسوب میشد.
پرامپت نویسی JSON با تحمیل یک «قرارداد دادهای» یا شِما (Schema) به مدل، فضای جستجوی توکنها را محدود کرده و مدل را مجبور میکند تا به جای بازیگری در نقش یک نویسنده آزاد، در نقش یک سریالساز دادههای ساختاریافته عمل کند.
مبانی نظری و تکامل تکنولوژیهای ساختاریافته
درک عمیق پرامپت نویسی JSON مستلزم شناخت تفاوت میان «حالت JSON» (JSON Mode) کلاسیک و «خروجیهای ساختاریافته» (Structured Outputs) مدرن است. در سالهای ابتدایی ظهور GPT-3.5، توسعهدهندگان تنها با استفاده از پرامپتهای متنی از مدل میخواستند که «فقط در قالب JSON پاسخ بده». این روش که امروزه به عنوان یک رویکرد سنتی شناخته میشود، قابلیت اطمینان پایینی داشت (حدود ۳۵.۹ درصد طبق گزارش OpenAI) و مدلها اغلب با افزودن توضیحات اضافی در ابتدا یا انتهای کد، یا با نادیده گرفتن برخی فیلدها، باعث شکست در فرآیند پارس کردن دادهها میشدند.

تکامل این مسیر به معرفی قابلیت Structured Outputs منجر شد که در مدلهایی نظیر GPT-4o و کلود ۴.۵ به اوج خود رسیده است. در این حالت، مدل دیگر تنها بر پایه پرامپت عمل نمیکند، بلکه API ارائهدهنده از یک موتور گرامر مستقل از متن (Context-Free Grammar) استفاده میکند تا تولید هر توکنی که باعث نقض ساختار JSON تعریف شده شود را به صورت فیزیکی غیرممکن سازد. این موضوع به معنای دستیابی به دقت ۱۰۰ درصدی در رعایت ساختار فنی است، به طوری که هر فیلد مورد نیاز حتماً حاضر خواهد بود، نوع دادهها (عدد، رشته، بولی) دقیقاً رعایت میشود و مقادیر خارج از لیستهای تعریف شده (Enums) هرگز تولید نمیشوند.
این تغییر پارادایم از «مهندسی کلمات» به «توسعه مبتنی بر طرحواره» (Schema-First Development) باعث شده است که توسعهدهندگان ابتدا ساختار داده خود را در زبانهایی مثل پایتون (با استفاده از Pydantic) یا تایپاسکریپت (با Zod) تعریف کنند و سپس مدل را به پر کردن این ساختار واگذار کنند. این روش نه تنها خطاها را به حداقل میرساند، بلکه کدهای واسط برای تمیزکاری دادهها را نیز تا ۶۰ درصد کاهش میدهد.
کالبدشناسی یک JSON Schema در پرامپتنویسی
یک پرامپت JSON حرفهای از چندین لایه تشکیل شده است که هر کدام وظیفه هدایت مدل را بر عهده دارند. در پایینترین سطح، ما با انواع دادههای اصلی JSON سر و کار داریم: رشتهها برای متن، اعداد برای مقادیر محاسباتی، بولی برای شرطهای منطقی، و اشیاء و آرایهها برای سازماندهی سلسلهمراتبی دادهها. اما قدرت واقعی در ویژگیهای کنترلی نهفته است که در طرحواره تعریف میشوند.
استفاده از توضیحات (Description) برای هر فیلد در داخل JSON Schema، در واقع موثرترین شکل پرامپت نویسی است. مدلهای زبانی از این توضیحات برای درک معنای پشت هر کلید استفاده میکنند. به عنوان مثال، اگر فیلدی به نام sentiment تعریف شود و در توضیحات آن قید گردد که «فقط باید شامل مقادیر مثبت، منفی یا خنثی باشد»، مدل با دقت بسیار بالاتری نسبت به یک دستور متنی ساده عمل میکند. همچنین، استفاده از ویژگی enum به طور فیزیکی مدل را محدود میکند تا از میان گزینههای مجاز انتخاب کند، که این کار احتمال هذیانگویی (Hallucination) مدل را در دستهبندی دادهها به شدت کاهش میدهد.
در پیادهسازیهای پیشرفته، رعایت محدودیتهای فنی زیر الزامی است تا از خطاهای API جلوگیری شود:
-
Required Fields: در خروجیهای ساختاریافته، تمام فیلدهای تعریف شده باید در لیست
requiredقرار گیرند. حتی اگر فیلدی اختیاری است، باید آن را به عنوان یک Union با مقدارnullتعریف کرد تا مدل ملزم به بازگرداندن آن کلید باشد. -
Additional Properties: برای اطمینان از اینکه مدل فیلد هوشمندانهای اما ناخواسته اضافه نمیکند، باید ویژگی
additionalPropertiesروی مقدارfalseتنظیم شود. -
Key Ordering: مدلهای جدیدتری مثل Gemini 2.5 و GPT-4o ترتیب فیلدها را دقیقاً مطابق با آنچه در طرحواره تعریف شده رعایت میکنند، که این موضوع برای بهینهسازی فرآیندهای استریمینگ (Streaming) و پارس کردن لحظهای بسیار حیاتی است.

پیادهسازی در مدلهای پیشرو: OpenAI، گوگل و آنتروپیک
هر یک از غولهای هوش مصنوعی روش متفاوتی را برای مدیریت پرامپت JSON برگزیدهاند که شناخت آنها برای یک متخصص ضروری است.
اکوسیستم OpenAI و GPT-4o
OpenAI در آخرین بهروزرسانیهای خود، Structured Outputs را به عنوان بخشی از قابلیتهای Native مدل ارائه کرده است. در این پلتفرم، دو مسیر اصلی وجود دارد: «فراخوانی توابع» (Function Calling) که برای اتصال مدل به ابزارهای بیرونی طراحی شده، و «پاسخهای ساختاریافته» که برای دریافت خروجی مستقیم از مدل به کار میرود. مزیت اصلی OpenAI در این است که از سپتامبر ۲۰۲۴، قابلیتی را فراهم کرده که مدل در صورت بروز خطای ایمنی، به جای بازگرداندن یک JSON ناقص، یک شیء صریح «امتناع» (Refusal) برمیگرداند که برنامهنویس میتواند آن را به عنوان یک خطای منطقی مدیریت کند.
گوگل جمنای و مدیریت سختگیرانه ترتیب
گوگل در مدلهای Gemini 1.5 و نسخههای بعدی، تمرکز خود را بر مطابقت با استاندارد OpenAPI 3.0 گذاشته است. یکی از ویژگیهای برجسته جمنای، پشتیبانی از «ترتیب خواص» (Property Ordering) است. این یعنی اگر شما فیلد «خلاصه» را قبل از «متن کامل» قرار دهید، مدل ابتدا خلاصه را تولید میکند، که این کار باعث کاهش تأخیر در نمایش اطلاعات به کاربر نهایی میشود. با این حال، جمنای نسبت به پیچیدگی طرحواره حساستر است و در صورت وجود تو در توییهای بیش از حد یا نامهای فیلد بسیار طولانی، ممکن است خطای ۴۰۰ صادر کند.
آنتروپیک کلود و مکانیزم Strict Tool Use
مدلهای کلود ۴ و کلود ۴.۵ از رویکردی متفاوت استفاده میکنند. آنتروپیک به جای تمرکز صرف بر خروجی، بر روی «استفاده سختگیرانه از ابزار» (Strict Tool Use) تأکید دارد. در این مدل، شما میتوانید با تنظیم strict: true در تعریف ابزار، تضمین کنید که کلود دقیقاً طبق سینتکس درخواستی عمل میکند. یک نکته فنی مهم در مورد کلود این است که هر بار تغییر در ساختار JSON Schema باعث ابطال حافظه پنهان پرامپت (Prompt Cache) میشود، لذا برای بهینهسازی هزینه، باید ساختار طرحواره را تا حد امکان ثابت نگه داشت.

انقلاب TOON: بهینهسازی مصرف توکن در برابر JSON
در حالی که JSON به عنوان استاندارد بلامنازع تبادل داده شناخته میشود، استفاده از آن در پرامپتهای طولانی با یک چالش بزرگ روبروست: «مالیات سینتکس» (Syntax Tax). علائم نگارشی مانند کوتیشنها، آکولادها و تکرار نام کلیدها در آرایههای بزرگ، بخش قابل توجهی از ظرفیت توکنهای مدل را میبلعند. در پاسخ به این مشکل، فرمت جدیدی به نام TOON (Token-Oriented Object Notation) در سال ۲۰۲۵ ظهور کرده است که ادعا میکند بین ۳۰ تا ۷۰ درصد در مصرف توکن صرفهجویی میکند.
TOON با حذف زواید بصری و استفاده از ساختارهای جدولی (Tabular)، دادهها را به شکلی فشردهتر به مدل ارائه میدهد. تحقیقات نشان داده است که مدلهای زبانی نه تنها با TOON سازگار هستند، بلکه به دلیل کاهش نویز سینتکسی، در برخی موارد تا ۴ درصد دقت بالاتری در استخراج دادهها نشان میدهند.
به عنوان مثال، در جایی که JSON برای هر آیتم در یک لیست، نام فیلدها را تکرار میکند، TOON از یک هدر واحد استفاده میکند: products{id,name,price}: 1,Widget,10 2,Gadget,20. این رویکرد به ویژه در سیستمهای RAG (بازیابی مستندات) که نیاز دارند حجم عظیمی از دادههای پایگاه داده را در داخل پرامپت به مدل تزریق کنند، تفاوتی انقلابی در هزینه و سرعت ایجاد میکند.
متدولوژیهای پیشرفته در نگارش پرامپت JSON
برای دستیابی به نتایج در سطح خبره، صرفاً درخواست خروجی JSON کافی نیست؛ بلکه باید از تکنیکهای روانشناسی مدلهای زبانی در کنار ساختارهای دادهای بهره برد.
۱. جداسازی دستورالعملها با تگهای XML
یکی از بهترین روشها برای جلوگیری از تداخل دستورالعملها با دادههای ورودی، استفاده از تگهای XML به عنوان بستهبندیکننده (Wrappers) است. مدلهای بزرگ آموزش دیدهاند که مرزهای مشخص شده با تگهایی مثل <context>, <instruction> و <output_schema> را به خوبی تشخیص دهند. این کار باعث میشود که اگر در داخل متن ورودی کاربر، کلمه «JSON» یا دستوراتی شبیه به پرامپت وجود داشته باشد، مدل دچار سردرگمی نشود.
۲. تکنیک Few-Shot در قالب اشیاء JSON
ارائه مثال (Shot) قدرتمندترین روش برای تنظیم لحن و دقت مدل است. به جای توضیح دادن اینکه خروجی چگونه باشد، چند جفت ورودی و خروجی در قالب اشیاء کوچک JSON در پرامپت قرار دهید. تحقیقات نشان میدهد که مدلها با دیدن ۲ یا ۳ مثال عینی، الگوهای پیچیدهای را یاد میگیرند که توصیف آنها با کلمات ممکن است صفحات زیادی را اشغال کند.
۳. زنجیره تفکر ساختاریافته (JSON-CoT)
برای مسائلی که نیاز به محاسبه یا استدلال دارند، نباید مستقیماً فیلد نتیجه را درخواست کرد. در طرحواره خود فیلدی به نام reasoning_steps یا analysis اضافه کنید و از مدل بخواهید ابتدا آن را پر کند. با این کار، مدل ابتدا توکنهای مربوط به «فکر کردن» را تولید میکند که این فرآیند باعث میشود در زمان تولید فیلد نهایی، تمام زمینههای لازم در حافظه کوتاه مدت (Attention) مدل حاضر باشد و احتمال خطا به شدت کاهش یابد.
اکوسیستم نرمافزاری و ابزارهای اصلاحی
در محیطهای عملیاتی، پرامپت نویسی JSON با چالشهای فیزیکی روبروست؛ مثلاً مدل ممکن است به دلیل محدودیت توکن خروجی، در میانه تولید یک شیء قطع شود (Truncated JSON) یا به دلیل باگهای درونی، ویرگولهای اضافی قرار دهد.
کتابخانه Instructor و اعتبارسنجی با Pydantic
کتابخانه پایتونی Instructor استاندارد طلایی برای مدیریت این فرآیند است. این ابزار کلاسهای Pydantic شما را میگیرد، آنها را به JSON Schema تبدیل کرده و به مدل میفرستد. بخش جادویی کار زمانی است که خروجی مدل ناقص باشد؛ در این حالت Instructor به طور خودکار خطای پارسر را به همراه خروجی نیمهتمام به مدل برمیگرداند و از او میخواهد که اشتباهش را اصلاح کند (Self-Correction Loop). این فرآیند تکرار (Retry) باعث میشود که قابلیت اطمینان سیستمهای هوش مصنوعی در تولید دادههای سالم به نزدیک ۱۰۰ درصد برسد.
ابزارهای ترمیم (json-repair)
زمانی که امکان فراخوانی مجدد مدل وجود ندارد (مثلاً به دلیل هزینه یا زمان)، کتابخانههایی مثل json-repair وارد عمل میشوند. این ابزارها با استفاده از الگوریتمهای هوریستیک، میتوانند سینتکسهای شکسته را ترمیم کنند؛ مثلاً آکولادهای باز را ببندند، کوتیشنهای تک را به جفت تبدیل کنند و متنهای توضیحی اضافی که مدل در ابتدا و انتهای کد آورده است را پاکسازی کنند.
تحلیل بنچمارکها: نبرد فرمتها در سال ۲۰۲۶
انتخاب فرمت داده (JSON vs YAML vs Markdown) تأثیر مستقیمی بر دقت مدلهای مختلف دارد. بر اساس آزمایشهای گسترده بر روی مدلهای نسل جدید نظیر GPT-5 Nano و Gemini 2.5 Flash Lite، نتایج غافلگیرکنندهای به دست آمده است.
این دادهها نشان میدهند که اگر هدف شما دقت حداکثری در استخراج دادههای تودرتو (Nested) است، فرمت YAML به دلیل سلسلهمراتب بصری واضحتر (مبتنی بر تورفتگی) بر JSON برتری دارد. با این حال، JSON به دلیل پشتیبانی بومی در تمام زبانهای برنامهنویسی و وجود قابلیت Structured Outputs در سطح API، همچنان به عنوان امنترین گزینه برای «تولید کد» باقی میماند. جالب اینجاست که مدلهای خانواده Llama نسبت به فرمت خروجی حساسیت کمتری نشان میدهند و در تمام قالبها عملکردی تقریباً مشابه دارند.
کاربردهای استراتژیک در سئو و تولید محتوا
برای متخصصان دیجیتال مارکتینگ، پرامپت نویسی JSON ابزاری برای اتوماسیون استراتژی محتواست. استفاده از کلمه کلیدی «پرامپت JSON» در این گزارش صرفاً یک مثال نیست، بلکه نشاندهنده یک نیاز بازار است. زمانی که شما از هوش مصنوعی میخواهید یک مقاله سئو شده تولید کند، اگر خروجی را به صورت متن آزاد دریافت کنید، باید ساعتها وقت صرف فرمتبندی، استخراج کلمات کلیدی و تنظیم تگهای HTML کنید.
اما با یک پرامپت JSON حرفهای، میتوانید خروجی را به این شکل دریافت کنید:
JSON
{
"article_metadata": {
"focus_keyword": "پرامپت JSON",
"secondary_keywords":,
"meta_description": "راهنمای جامع پرامپت نویسی JSON برای مدلهای زبانی بزرگ..."
},
"content_structure": {
"h2_headings":,
"body_sections": }
]
}
}
این ساختار به شما اجازه میدهد تا با یک اسکریپت ساده، صدها مقاله را به صورت خودکار در پنل وردپرس یا هر CMS دیگری بارگذاری کنید، بدون اینکه نگران بههمریختگی تگها یا فراموش شدن کلمات کلیدی باشید.
چالشهای امنیتی و مدیریت امتناعها
یکی از جنبههای نادیده گرفته شده در پرامپت نویسی JSON، نحوه برخورد با محدودیتهای اخلاقی و ایمنی مدل است. در حالت Structured Outputs، اگر مدل تشخیص دهد که درخواست کاربر با سیاستهای ایمنی در تضاد است (مثلاً درخواست تولید کدهای مخرب در قالب JSON)، نمیتواند طبق طرحواره پاسخ دهد. در این شرایط، مدلهای پیشرفته نظیر کلود ۴.۵ و GPT-4o از مکانیزم «امتناع صریح» (Explicit Refusal) استفاده میکنند.
توسعهدهندگان باید همیشه قبل از پارس کردن خروجی، فیلد refusal را چک کنند. نادیده گرفتن این موضوع و تلاش برای پارس کردن یک پیام خطای متنی به عنوان JSON، یکی از دلایل اصلی از کار افتادن اپلیکیشنهای مبتنی بر هوش مصنوعی است. همچنین، باید در نظر داشت که طرحوارههای بسیار پیچیده با صدها فیلد یا تو در توییهای عمیق، میتوانند منجر به خطاهای زمانی (Timeout) یا خطای «طرحواره بیش از حد پیچیده است» شوند، زیرا مدل باید یک گراف عظیم از احتمالات را برای رعایت گرامر بسازد.

JSON Prompting for Veo 3: یک راهنمای جامع و قدرتمند برای تولید ویدیو با هوش مصنوعی
JSON یا JavaScript Object Notation یک فرمت دادهای ساختیافته، خوانا و سازگار با ماشین است که بهطور گسترده برای تبادل داده استفاده میشود. زمانی که JSON در تولید ویدیو با هوش مصنوعی به کار میرود، پرامپتها را به مجموعهای از جفتهای کلید–مقدار (Key–Value Pairs) تبدیل میکند که هر کدام بخشی مشخص از ویدیو را تعریف میکنند.
در این روش، هر عنصر از جمله:
-
فضای صحنه
-
سبک بصری
-
حرکت دوربین
-
نورپردازی
-
صدا
-
پالت رنگ
بهصورت جداگانه قابل تنظیم و کنترل است. این ساختار باعث میشود خروجی نهایی قابل پیشبینیتر، دقیقتر و نزدیکتر به دیدگاه خلاقانه شما باشد.

نمونهای از یک JSON Prompt برای Veo 3
در این مثال، شما میتوانید زوایای دوربین، نورپردازی، افکتهای صوتی و حتی طیف رنگی ویدیو را با دقت بالا مشخص کنید. تعریف شفاف این پارامترها احتمال تولید ویدیویی مطابق با تصور ذهنی شما را بهطور چشمگیری افزایش میدهد.
چرا باید از JSON Prompting در Veo 3 استفاده کنیم؟
1. افزایش انسجام و یکپارچگی (Enhanced Consistency)
با ساختاردهی پرامپتها بهصورت JSON، عناصر کلیدی ویدیو در چندین صحنه ثابت باقی میمانند. این موضوع برای پروژههای چندبخشی یا ویدیوهای بلند بسیار حیاتی است.
برای مثال، اگر در حال ساخت مجموعهای از ویدیوهای معرفی محصول هستید، میتوانید نورپردازی، زاویه دوربین و پالت رنگ را در تمام کلیپها یکسان نگه دارید. این انسجام بصری باعث میشود خروجی نهایی حرفهایتر و هماهنگتر به نظر برسد، بهویژه در پروژههای بزرگ یا تیمی.
2. کنترل دقیق و جزئی (Improved Control)
یکی از بزرگترین مزایای JSON Prompting، میزان کنترلی است که در اختیار شما قرار میدهد. بهجای اینکه تصمیمات خلاقانه به تفسیر هوش مصنوعی واگذار شوند، شما تمام جزئیات را مشخص میکنید.
از نوع کادربندی دوربین گرفته تا صدای پسزمینه و اتمسفر کلی صحنه، همهچیز تحت کنترل شماست. این ویژگی برای حوزههایی مانند تبلیغات، فیلمسازی و سرگرمی که جزئیات نقش حیاتی دارند، بسیار ارزشمند است.
3. افزایش سرعت اصلاح و تکرار (Efficiency in Iteration)
JSON Prompting فرآیند آزمایش و اصلاح ویدیو را بسیار سریعتر میکند. اگر بخشی از ویدیو مطابق انتظار شما نبود، تنها کافی است مقدار مربوط به آن پارامتر را تغییر دهید.
برای مثال:
-
تغییر نور از سرد به گرم
-
تنظیم حرکت دوربین
-
اصلاح صدای محیط
همه این تغییرات بدون نیاز به بازنویسی کامل پرامپت انجام میشوند. این رویکرد، فرآیند بهینهسازی ویدیو را بسیار ساده و کارآمد میکند.

نمونههای واقعی از JSON Prompting
1. داستانسرایی سینمایی (Cinematic Storytelling)
فرض کنید در حال ساخت یک فیلم کوتاه درباره یک کارآگاه سفرکننده در زمان هستید. با JSON Prompting میتوانید تمام جزئیات داستانی و بصری را کنترل کنید.
این سطح از دقت باعث میشود شخصیتها و محیط در تمام صحنهها یکپارچه و ثابت باقی بمانند و روایت داستانی شما قدرت بیشتری پیدا کند.
2. نمایش حرفهای محصولات (Product Showcases)
در ویدیوهای معرفی محصول، نمایش صحیح ویژگیها اهمیت بالایی دارد. JSON Prompting امکان کنترل کامل نمایش محصول را فراهم میکند.
این نوع پرامپت، خروجیای حرفهای و مناسب برای فروشگاههای آنلاین و کمپینهای تبلیغاتی ایجاد میکند.
3. محتوای وایرال شبکههای اجتماعی
تولیدکنندگان محتوا در پلتفرمهایی مانند TikTok و Instagram به ویدیوهای پویا و سرگرمکننده نیاز دارند. JSON Prompting ساخت چنین ویدیوهایی را ساده میکند.
این سطح از جزئیات کمک میکند ویدیو دقیقاً مطابق با ترندها و سلیقه مخاطب ساخته شود.
بهترین روشها برای نوشتن JSON Prompt حرفهای
-
توصیفی بنویسید: جزئیات بیشتر، نتیجه بهتر
-
صدا را مشخص کنید: موسیقی، افکت و صدای محیط
-
از اصطلاحات سینمایی استفاده کنید: مانند Dolly Zoom، Bokeh، Golden Hour
-
آزمایش و اصلاح کنید: تغییر یک پارامتر میتواند حالوهوای ویدیو را کاملاً عوض کند
جمعبندی و چشمانداز آینده
پرامپت نویسی JSON از یک مهارت حاشیهای به قلب تپنده سیستمهای هوشمند تبدیل شده است. ما در حال حرکت به سمتی هستیم که پرامپتها دیگر نه به زبان انگلیسی یا فارسی، بلکه به زبانهای میانی مثل JSON یا TOON نوشته میشوند تا دقت ماشین و خلاقیت هوش مصنوعی را در هم بیامیزند. در سال ۲۰۲۶، انتظار میرود که مفهوم «پرامپت» به تدریج محو شده و جای خود را به «مدلهای دادهای پویا» بدهد، جایی که مدلهای زبانی به طور خودکار طرحوارههای خود را برای تبادل داده با یکدیگر طراحی میکنند.
برای کسانی که به دنبال تسلط بر این حوزه هستند، توصیه نهایی این است: به جای یادگیری کلمات جادویی، بر یادگیری ساختارهای دادهای و منطق JSON Schema تمرکز کنید. آینده هوش مصنوعی در گروی توانایی ما برای تبدیل مفاهیم سیال انسانی به بردارهای دقیق دادهای است و پرامپت نویسی JSON اولین و حیاتیترین گام در این مسیر بیپایان است. استفاده از ابزارهای اعتبارسنجی مدرن، درک تفاوتهای عملکردی مدلها در فرمتهای مختلف، و بهینهسازی مصرف توکن با تکنیکهایی مثل TOON، ابزارهایی هستند که یک مهندس پرامپت معمولی را از یک معمار سیستمهای هوش مصنوعی متمایز میکنند.





