آیا پردازندههای گرافیکی ردهبالای سری جدید GeForce RTX 50 انویدیا ارزش هزینه کردن را دارند؟ جیسون لوئیس (Jason Lewis) کارتهای GeForce RTX 5090 و 5080 را تحت مجموعهای از تستهای سنگین دنیای واقعی در نرمافزارهای تولید محتوای دیجیتال (DCC) قرار داده است تا مشخص کند این کارتها چه میزان کارایی در برابر هزینه برای هنرمندان CG ارائه میدهند.
به جدیدترین تست گروهی GPU در CG Channel خوش آمدید. در این بررسی عمیق، نگاهی به دو کارت ردهبالا از سری فعلی پردازندههای گرافیکی مصرفی Blackwell انویدیا، یعنی سری GeForce RTX 50 خواهیم انداخت و GeForce RTX 5090 و GeForce RTX 5080 را در برابر همتایان نسل قبلی خود در مجموعهای از تستهای واقعی نرمافزارهای DCC قرار خواهیم داد.
اگر خواننده همیشگی ما باشید، نتایج تستهای اولیه من برای این دو کارت را که در ماه فوریه منتشر کردم، دیدهاید. معمولاً من ترجیح میدهم بررسیهای کامل را نزدیک به تاریخ عرضه GPUهای جدید منتشر کنم، اما بهروزرسانی نرمافزارهای CG توسط توسعهدهندگان برای بهرهبرداری از معماری جدید – و در برخی موارد حتی اجرا شدن روی آن – بسیار بیشتر از حد معمول طول کشید.
برای مثال، تا ماه ژوئن طول کشید تا Redshift بهطور رسمی از کارتهای جدید پشتیبانی کند. حتی زمانی که من تستهایم را چند ماه بعد تکمیل میکردم، Cinebench اصلاً روی پردازندههای گرافیکی Blackwell اجرا نمیشد و SolidWorks هیچ دادهای از نرخ فریم ویوپورت (Viewport FPS) را نمایش نمیداد یا گزارش نمیکرد.
با این حال، اکثر برنامههای DCC که با آنها تست انجام میدهم اکنون بهطور قابل اعتمادی روی GPUهای جدید اجرا میشوند، بنابراین من برای ارائه یافتههایم اطمینان دارم. پس GeForce RTX 5090 و 5080 در کارهای CG چقدر خوب عمل میکنند؟
تمرکز فناوری: معماری GPU و APIها
قبل از اینکه به خود بررسی بپردازم، در اینجا مروری سریع بر برخی از اصطلاحات فنی که با آنها مواجه خواهید شد، آورده شده است. اگر قبلاً با آنها آشنا هستید، میتوانید از این بخش بگذرید.
مانند نسلهای قبلی انویدیا یعنی Ada Lovelace، Ampere و Turing، معماری فعلی Blackwell GPU دارای سه نوع هسته پردازشی است: هستههای CUDA که برای Rasterization و محاسبات عمومی GPU طراحی شدهاند؛ هستههای Tensor که برای عملیات یادگیری ماشین طراحی شدهاند؛ و هستههای RT که برای شتابدهی به Ray Tracing در نظر گرفته شدهاند.
برای بهرهبرداری از هستههای RT، نرمافزار باید از طریق یک API گرافیکی به آنها دسترسی داشته باشد: در مورد برنامههای موجود در این بررسی، یا از DXR (DirectX Raytracing) که در Unreal Engine استفاده میشود، و یا از NVIDIA OptiX که در اکثر موتورهای رندر آفلاین استفاده میشود.
در برخی از موتورهای رندر، backend رندرینگ OptiX به عنوان جایگزینی برای backend قدیمیتر مبتنی بر API انویدیا CUDA ارائه میشود. بکاندهای CUDA با طیف وسیعتری از پردازندههای گرافیکی انویدیا کار میکنند، اما OptiX امکان Ray Tracing شتابدهی شده با سختافزار را فراهم میکند و معمولاً عملکرد را بهبود میبخشد.
مشخصات فنی (Specifications)
در ادامه، بیایید نگاهی به مشخصات فنی GPUهای جدید بیندازیم. شما میتوانید تحلیلهای عمیق معماری Blackwell GPU را در سایتهای خبری فناوری عمومی پیدا کنید، بنابراین من در اینجا بر مشخصاتی تمرکز خواهم کرد که بیشترین ارتباط را با عملکرد نرمافزارهای CG دارند.
ابتدا، بیایید نگاهی به پرچمدار جدید مصرفی انویدیا، یعنی GeForce RTX 5090 بیندازیم. مدل 5090 به عنوان جایگزین مستقیم برای GPUهای ردهبالای نسل قبلی، یعنی GeForce RTX 4090 و GeForce RTX 3090، و جانشینی برای Titan RTX قدیمیتر در نظر گرفته شده است.
کارت 5090 از پردازنده GB202 استفاده میکند که کمی برش خورده است (Cut-down)، با ۲۱,۷۶۰ هسته CUDA، تعداد ۶۸۰ هسته Tensor نسل پنجم و ۱۷۰ هسته RT نسل چهارم، و با سرعت کلاک پایه ۲.۰۱ گیگاهرتز و سرعت کلاک بوست ۲.۴۱ گیگاهرتز کار میکند.
تغییر بزرگ نسبت به کارتهای پرچمدار قبلی، پیکربندی حافظه است. ما نه تنها ارتقاء معماری به GDDR7 با باس ۵۱۲ بیتی را داریم، بلکه شاهد افزایش ظرفیت حافظه از ۲۴ گیگابایت که برای سه نسل قبلی استاندارد بود، به ۳۲ گیگابایت هستیم.
ترکیب پردازنده جدید با پیکربندی حافظه جدید، عملکرد نظری ۱۰۴.۸ ترافلاپس (TFLOPS) قدرت محاسباتی Single Precision و ۱.۶۴ ترافلاپس قدرت محاسباتی Double Precision را به شما میدهد که نسبت به ۸۲.۶ ترافلاپس و ۱.۲۹ ترافلاپس برای GeForce RTX 4090 افزایش یافته است.
تغییر بزرگ دیگر مربوط به فرم فاکتور است. در حالی که GeForce RTX 3090 و 4090 کارتهای عظیم سه اسلاته بودند، مدل 5090 با وجود GPU قدرتمندتر و چیدمان حافظه بزرگتر، به پیکربندی استاندارد دو اسلاته (Dual-slot) بازگشته است. طول و ارتفاع آن ثابت مانده (۳۰۴ در ۱۳۷ میلیمتر)، اما عرض آن از ۶۱ میلیمتر به ۴۰ میلیمتر کاهش یافته است. این کارت به سنگینی کارتهای قبلی نیست، اما به اندازه کافی سنگین است که من هنوز از یک پایه نگهدارنده عقب استفاده میکنم تا مطمئن شوم که به مرور زمان خم نمیشود و به کانکتور PCIe روی کارت یا اسلات مادربرد آسیب نمیزند.
مانند کارتهای دو نسل قبلی، 5090 از یک کانکتور ۱۶ پین 12VHPWR استفاده میکند و دارای توان حرارتی (TDP) ۵۷۵ وات است. در نتیجه، انویدیا حداقل یک منبع تغذیه ۱۰۰۰ واتی را توصیه میکند، اما من دوست دارم کمی فضای تنفس بگذارم، بنابراین سیستم تست من از یک منبع تغذیه ۱۳۰۰ واتی استفاده میکند.
دومین GPU جدید در این تست، GeForce RTX 5080 است که پله بعدی پایینتر از 5090 محسوب میشود. این کارت جانشین مستقیم نسل قبلی GeForce RTX 4080 و 4080 Super، و تا حد کمتری GeForce RTX 3080 و 3080 Ti است.
این کارت از یک GPU مدل GB203 بهره میبرد که دارای ۱۰,۷۵۲ هسته CUDA، تعداد ۳۳۶ هسته Tensor نسل پنجم و ۸۴ هسته RT نسل چهارم است و با سرعت کلاک پایه ۲.۳۰ گیگاهرتز و سرعت کلاک بوست ۲.۶۲ گیگاهرتز کار میکند.
کارت 5080 از حافظه GDDR7 استفاده میکند که ارتقایی نسبت به 4080 و 4080 Super است، اما باس ۲۵۶ بیتی را حفظ کرده و همان ظرفیت حافظه ۱۶ گیگابایت را دارد. این موضوع عملکرد محاسباتی نظری ۵۶.۳ ترافلاپس برای Single Precision و ۰.۸۸ ترافلاپس برای Double Precision را رقم میزند.
برخلاف مدلهای سه اسلاته 4080 و 4080 Super، مدل 5080 یک کارت دو اسلاته با ابعاد مشابه GeForce RTX 5090 (۳۰۴ در ۱۳۷ در ۴۰ میلیمتر) است. این کارت از کانکتور ۱۶ پین 12VHPWR استفاده میکند و دارای TDP برابر با ۳۶۰ وات است.
روند تست (Testing procedure)
من GeForce RTX 5090 و 5080 را در برابر تمام GPUهای تست گروهی قبلیام آزمایش کردم که شامل بسیاری از GPUهای سری GeForce RTX 40 (معماری Ada Lovelace)، چندین GPU سری GeForce RTX 30 (معماری Ampere) و سری GeForce RTX 20 (معماری Turing)، به علاوه چند کارت ورکاستیشن قدیمیتر میشود.
برای ماشین تست، من همچنان از سیستم قابل اعتماد Xidax AMD Threadripper 3990X استفاده میکنم که در سال ۲۰۲۰ بررسی کردم. اگرچه اکنون پنج سال از عمر آن میگذرد، هنوز یک سیستم بسیار توانمند است و به نظر نمیرسد که برای هیچیک از GPUهای تست شده گلوگاه باشد.
نسخه فعلی سیستم تست دارای مشخصات زیر است:
CPU: AMD Threadripper 3990X
Motherboard: MSI Creator TRX40
RAM: 128 GB of 3,200 MHz G.Skill DDR4
Storage: 2TB Samsung 970 EVO Plus NVMe SD / 1 TB WD Black NVMe SSD / 4 TB HGST 7,200 rpm HD
PSU: 1300W Seasonic Platinum
OS: Windows 11 Pro for Workstations
تنها GPU که روی سیستم Threadripper تست نشد، GeForce RTX 3070 بود. من دیگر به نسخه دسکتاپ RTX 3070 دسترسی ندارم، بنابراین تست با استفاده از نسخه موبایل RTX 3070 در لپتاپ Asus ProArt Studiobook 16 انجام شد.
در آن بررسی، من تعیین کردم که در طیف وسیعی از تستها، نسخه موبایل RTX 3070 حدود ۱۰٪ کندتر از همتای دسکتاپ خود است، بنابراین در اینجا، من ۱۰٪ به امتیازات اضافه کردم تا عملکرد کارت دسکتاپ را تخمین بزنم. این یک روش ایدهآل نیست، اما ما را به محدوده درست میرساند.
برای تست، از نرمافزارهای زیر استفاده کردم:
- عملکرد Viewport: نرمافزارهای 3ds Max 2026, Blender 4.4, Chaos Vantage 2.1.1, D5 Render 2.10.2, Fusion, Maya 2026, Modo 17.1v1, Substance 3D Painter 11.0.2, Unigine Community 2.19.1.2, Unity 2022.1, Unreal Engine 4.27.2 and 5.5.4
- رندرینگ (Rendering): نرمافزارهای Arnold for Maya 5.5.2, Blender 4.4 (Cycles renderer), KeyShot 11.2.0, Maverick Studio 2025.1, Redshift for 3ds Max 2025.6.0, Solidworks Visualize 2025, V-Ray GPU 7 for 3ds Max
- سایر بنچمارکها: Axiom 3.0.1 for Houdini 19.5, Cinema 4D 2023.1 (Pyro solver), Metashape 1.8.5, Premiere Pro 2022
- بنچمارکهای مصنوعی: 3DMark Speed Way 1.0 and Port Royal 1.2, OctaneBench 2025.2.1, Redshift Benchmark 3.5, Unity Enemies Demo, V-Ray Benchmark 6.00.02
تمامی بنچمارکها با نصب درایورهای NVIDIA Studio برای پردازندههای گرافیکی GeForce RTX و درایورهای ورکاستیشن برای RTX 6000 Ada، RTX A6000 و Quadro RTX 8000 انجام شد. بحث دقیقتری در مورد درایورهای استفاده شده را میتوانید در ادامه مقاله پیدا کنید.
در بنچمارکهای Viewport، امتیازات نرخ فریم نشاندهنده ارقامی است که هنگام دستکاری داراییهای سهبعدی نمایش داده شده به دست آمده است و برای حذف ناهماهنگیها، میانگین پنج جلسه تست گرفته شده است. در تمام بنچمارکهای رندرینگ، CPU غیرفعال شد تا فقط از GPU برای محاسبات استفاده شود. سیستم تست یک جفت نمایشگر ۳۲ اینچی را با رزولوشن اصلی ۳۸۴۰ در ۲۱۶۰ اجرا میکند، اما هنگام تست عملکرد Viewport، ویوپورت نرمافزار به نمایشگر اصلی محدود شد: هیچگونه گسترش (Spanning) در چند نمایشگر مجاز نبود.
نتایج بنچمارک (Benchmark results)
عملکرد Viewport
بنچمارکهای Viewport شامل تعدادی از برنامههای کلیدی DCC هستند – نرمافزارهای سهبعدی همهمنظوره مانند 3ds Max، Blender و Maya، ابزارهای تخصصی مانند Substance 3D Painter، ابزارهای CAD مانند Fusion و برنامههای سهبعدی Real-time مانند Unity و Unreal Engine.
نتایج، صادقانه بگویم، بسیار پراکنده هستند، بنابراین به جای ارائه یک خلاصه کلی، همانطور که معمولاً در این بررسیها انجام میدهم، آنها را به صورت جداگانه بررسی خواهم کرد.
3ds Max: شگفتی در اینجا عملکرد ضعیف GeForce RTX 5090 نسبت به GPUهای نسل قبلی Ada Lovelace است، با نرخ فریم Viewport کمتر از GeForce RTX 4070 Ti. حافظه اضافی GPU به تنهایی باید باعث افزایش عملکرد در این صحنه سنگین میشد، حتی نسبت به کارت ۲۴ گیگابایتی GeForce RTX 4090، اما در عوض، ما عکس آن را میبینیم. GeForce RTX 5080 تقریباً با 4080 Super نسل قبل برابری میکند و نرخ فریم یکسانی در حالت سایهدار (Shaded) و نرخهای تقریباً یکسانی برای تنظیمات Wireframe و High Quality ارائه میدهد.
Maya: نتایج در اینجا سازگارتر از امتیازات 3ds Max هستند، اما هنوز هم کمی تعجبآورند. در حالت سایهدار در Viewport 2.0، کارتهای GeForce RTX 5090 و 5080 بسیار خوب عمل میکنند. 5090 با اختلاف قابل توجهی 4090 نسل قبل را شکست میدهد و رتبه اول را کسب میکند، و 5080 نیز همتای نسل قبلی خود را شکست میدهد و فقط از 5090 و 4090 عقب میماند. اما در حالت Wireframe، هر دو کارت GeForce RTX 5090 و 5080 از تمام GPUهای سری GeForce 40 و حتی GeForce RTX 3090 که دو نسل قدیمیتر است، عقب میمانند.
من که در مورد این افت عملکرد عجیب کنجکاو بودم، سعی کردم Viewport 2.0 را از OpenGL به DirectX تغییر دهم، و در حالی که این کار فقط افزایش کمی در نرخ فریم در حالت سایهدار ایجاد کرد (به طور متوسط ۳ تا ۶ فریم در ثانیه)، جهش عظیمی در نرخ فریم در حالت Wireframe وجود داشت.
پس چرا من از آن ارقام بالاتر در جدول بالا استفاده نکردهام؟ زیرا DirectX بخشی از ویندوز است. بسیاری از استودیوها سیستمهای لینوکس را اجرا میکنند که در آن این گزینه وجود ندارد. بسیاری از کاربران حتی نمیدانند که Viewport 2.0 دارای حالت DirectX است. فقط آگاه باشید که اگر از ویندوز استفاده میکنید، تغییر به DirectX افزایش بزرگی در نرخ فریم در حالت Wireframe برای شما به ارمغان میآورد.
Blender: بلندر اولین تستی است که در آن GPUهای جدید Blackwell واقعاً در حالتهای نمایش مختلف میدرخشند. GeForce RTX 5090 با رندر Eevee با اختلاف بسیار زیاد رتبه اول را میگیرد و تنها در حالت Wireframe به GeForce RTX 4090 میبازد. GeForce RTX 5080 درست پشت سر 5090 با Eevee قرار میگیرد، اما در حالت Material Preview واقعاً از آن پیشی میگیرد. در حالت Wireframe، این کارت هم به GeForce RTX 4090 میبازد، اما تمام GPUهای دیگر در تست را شکست میدهد.
Modo: با Modo، هر دو کارت GeForce RTX 5090 و 5080 نرخ فریم بسیار پایینی در حالت سایهدار تولید میکنند. در حالت Wireframe، کارت 5090 عملکرد نسبتاً خوبی دارد و فقط به 4090 میبازد، اما 5080 دومین امتیاز پایین را در بین تمام GPUهای تست ثبت میکند. منصفانه بگویم، این اعداد تعجبآور نیستند. اگرچه Modo هنوز برای کارهای حرفهای استفاده میشود، از آنجا که Foundry توسعه آن را در سال گذشته متوقف کرد، برای GPUهای Blackwell بهینهسازی نشده است و بعید است که انویدیا نیز تلاش زیادی برای بهینهسازی درایورهای خود برای Modo انجام دهد.
Fusion: امتیازات Fusion گویای همه چیز است. GeForce RTX 5090 رتبه اول و 5080 رتبه دوم را کسب میکند. هیچ ناهنجاری عجیبی در اینجا وجود ندارد، فقط یک جهش عملکردی قوی نسبت به نسل قبل.
Unreal Engine: بنچمارک Unreal Editor الگوی مشابهی با Fusion را دنبال میکند، با افزایش قابل توجهی در عملکرد هر دو GPU جدید. هر دو کارت GeForce RTX 5090 و 5080 در صحنههای Unreal Engine 5.5 برتری قاطعی نسبت به GPUهای نسل قبلی سری GeForce 40 دارند؛ با Unreal Engine 4.37، ما دوباره شاهد هستیم که 5090 رتبه برتر را میگیرد و 5080 فقط به 5090 و 4090 میبازد.
Unity: یونیتی همان الگوی Fusion را دنبال میکند: GeForce RTX 5090 رتبه اول را میگیرد، پس از آن 5080، و تمام GPUهای نسل قبل در پشت سر قرار میگیرند.
Unigine: با Unigine، یک بار دیگر، GeForce RTX 5090 رتبه برتر را میگیرد. 5080 با 4080 Super و 4080 برای رتبه دوم برابر میشود.
Chaos Vantage: نرمافزار Vantage الگویی مشابه Unigine، Unity و Unreal Engine را دنبال میکند. هم GeForce RTX 5090 و هم 5080 برتری قاطعی نسبت به تمام GPUهای نسل قبل دارند.
D5 Render: بنچمارک D5 Render نتایج عجیبی تولید میکند، اگرچه هر دو GPU جدید Blackwell عملکرد خوبی دارند. به استثنای GeForce RTX 4080 Super، قدرتمندترین کارتهای موجود در تست به نظر میرسد روی نرخ نوسازی ۶۰ هرتز مانیتور دسکتاپ سیستم تست قفل شدهاند. تنظیم Vertical sync به Off یا Fast در کنترل پنل انویدیا، که صحنه را بدون محدودیت روی GPU رندر میکند قبل از اینکه آن را به صفحه بفرستد – و در سایر برنامههای تست کار میکند – در اینجا تفاوتی ایجاد نمیکند.
Substance 3D Painter: پینتر برنامه دیگری است که نتایج بسیار غیرمنتظرهای به دست داد. نرخ فریم Viewport برای GPUهای جدید Blackwell به طور قابل توجهی کمتر از تمام GPUهای دیگر در تست است. حتی GeForce RTX 2080 Ti هفت ساله به راحتی 5090 و 5080 را شکست میدهد. شایان ذکر است که Texture baking و محاسبات Smart Material – که من نیز تست کردم – روی 5090 و 5080 به طور قابل توجهی سریعتر از سریهای GeForce RTX 40، 30 و 20 هستند، بنابراین این ممکن است یک ایراد جزئی باشد که با بهروزرسانی درایور در آینده حل شود.
رندرینگ (Rendering)
در مرحله بعد، ما مجموعهای از بنچمارکهای رندرینگ GPU را داریم که با مجموعهای از محبوبترین موتورهای رندر GPU انجام شده است و فریمهای تکی را با رزولوشن 4K یا بالاتر رندر میکنند.
در مقایسه با تستهای Viewport، بنچمارکهای رندرینگ GPU نتایج بسیار قابل پیشبینیتر و سازگارتری میدهند. GeForce RTX 5090 در تمام تستها برنده میشود، در حالی که 5080 در اطراف عملکرد نسل قبلی GeForce RTX 4080 و 4080 Super نوسان میکند، در برخی تستها کمی جلو میافتد و در برخی دیگر کمی عقب میماند.
در صحنه تانک V-Ray، حافظه GPU یک عامل کلیدی است: تمام GPUهای با بیش از ۱۶ گیگابایت VRAM صحنه را بسیار سریعتر رندر میکنند. از بین کارتهای با ۱۶ گیگابایت یا کمتر، GeForce RTX 5080 بهترین عملکرد را دارد، اما توسط Titan RTX و Quadro RTX 8000 بسیار قدیمیتر شکست میخورد.
سایر بنچمارکها
بنچمارکهای بعدی استفاده از GPU را برای کارهای تخصصیتر تست میکنند. Premiere Pro از GPU برای رمزگذاری ویدیو استفاده میکند؛ نرمافزار فتوگرامتری Metashape از GPU برای پردازش تصویر و تولید مدل سهبعدی استفاده میکند؛ و پلاگین Axiom برای Houdini و Pyro solver در Cinema 4D هر دو از GPU برای شبیهسازی سیالات حجمی استفاده میکنند.
کارت GeForce RTX 5090 در بنچمارکهای تخصصی عملکرد خوبی دارد و در تمام تستها رتبه اول را کسب میکند. عملکرد نسبی GeForce RTX 5080 نوسان زیادی دارد: در Metashape، کارت 5080 رتبه دوم کلی را میگیرد، اما در Axiom و Premiere Pro، از چندین کارت سری GeForce RTX 40 نسل قبل عقب میماند. اگرچه همه در عرض چند ثانیه از یکدیگر قرار میگیرند، این نابرابری احتمالاً با پروژههای پیچیدهتر بیشتر خواهد شد.
تست Cinema 4D Pyro تصویر دیگری از مزیت حافظه گرافیکی اضافی برای کارهای پیچیده CG است. شبیهسازی در حدود ۳۰ گیگابایت به اوج خود میرسد و پس از اتمام حافظه GPU به سرعت لاکپشت کاهش مییابد، بنابراین فقط GeForce RTX 5090 و کارتهای قدیمیتر GeForce RTX A6000 و Quadro RTX 8000 عملکردی را ارائه میدهند که در تولید قابل استفاده در نظر گرفته میشود.
بنچمارکهای مصنوعی (Synthetic benchmarks)
در نهایت، ما مجموعهای از بنچمارکهای مصنوعی داریم. آنها به دقت پیشبینی نمیکنند که یک GPU در تولید چگونه عمل خواهد کرد، اما معیار مناسبی برای عملکرد آن نسبت به سایر GPUها هستند و امتیازات را میتوان با امتیازات موجود آنلاین برای کارتهای دیگر مقایسه کرد.
امتیازات تست مصنوعی تقریباً مطابق با انتظارات است. GeForce RTX 5090 در تمام آنها رتبه اول را میگیرد، و 5080 در بنچمارک V-Ray دوم میشود، و در سایر موارد پس از 5090 و نسل قبلی GeForce RTX 4090 در رتبه سوم قرار میگیرد.
ملاحظات دیگر
مصرف انرژی
برای تست مصرف انرژی GPUها، من مصرف برق کل سیستم تست را از پریز برق با استفاده از یک متر P3 Kill A Watt اندازهگیری کردم. از آنجا که ماشین تست یک سیستم Threadripper پرمصرف است، ارقام من بالاتر از اکثر ورکاستیشنهای DCC خواهد بود.
علاوه بر توان، من جریان کشیده شده را نیز اندازهگیری کردم. جریان اغلب توسط بررسیکنندگان نادیده گرفته میشود، اما میتواند یک عامل تعیینکننده حیاتی برای تعداد ماشینهایی باشد که میتوانید روی یک مدار واحد اجرا کنید.
اکثر خانههای ایالات متحده مدارهای ۱۵ آمپری را از پنل اصلی اجرا میکنند و بسیاری از مدارشکنها برای ۸۰٪ حداکثر بار خود رتبهبندی شدهاند، بنابراین یک مدار ۱۵ آمپری با یک شکن استاندارد نباید برای استفاده مداوم از ۱۲ آمپر تجاوز کند. در تستهای من، جریان کشیده شده توسط سیستم تست زمانی که GPUهای پرمصرفتر نصب شده بودند، به ۶ آمپر نزدیک شد. اگر پریزهای دیواری دفتر کار خانگی شما به یک مدار واحد متصل باشند، این میتواند تعیین کند که آیا میتوانید دو ورکاستیشن را به طور همزمان اجرا کنید یا خیر، به ویژه وقتی مانیتورها و چراغها را نیز در نظر بگیرید.
در بیشتر موارد، با وجود تعداد بیشتر هستههای CUDA، کارتهای GeForce RTX 5090 و 5080 برای انجام همان وظایف انرژی کمتری نسبت به همتایان نسل قبلی خود مصرف میکنند.
با این حال، چند استثنای قابل توجه وجود دارد. در Unreal Editor و V-Ray GPU، کارت GeForce RTX 5090 به طور قابل توجهی انرژی بیشتری نسبت به 4090 نسل قبل مصرف میکند؛ و 5080 نیز انرژی بیشتری نسبت به 4080 و 4080 Super نسل قبل در Unreal Editor مصرف میکند.
درایورها
در نهایت، نکتهای در مورد درایورهای استودیو (Studio Drivers) که با آنها GPUهای GeForce RTX را بنچمارک کردم. انویدیا اکنون انتخابی از درایورهای Studio یا Game Ready را برای کارتهای GeForce ارائه میدهد و درایورهای Studio را برای کارهای DCC و درایورهای Game Ready را برای بازی توصیه میکند. در تستهای من، هیچ تفاوت قابل تشخیصی بین آنها از نظر عملکرد یا کیفیت نمایش پیدا نکردم. درک من این است که درایورهای Studio برای پایداری در برنامههای DCC طراحی شدهاند، و در حالی که من هنگام اجرای نرمافزار DCC روی درایورهای Game Ready هیچ مشکل واقعی نداشتهام، اگر از سیستم خود عمدتاً برای تولید محتوا استفاده میکنید، دلیلی وجود ندارد که از درایورهای Studio استفاده نکنید.
قیمتها (Prices)
در ادامه، نظراتی در مورد قیمتگذاری. بیایید با GeForce RTX 5090 شروع کنیم. این کارت دارای قیمت پیشنهادی تولیدکننده (MSRP) برابر با ۱۹۹۹ دلار است: یک جهش قابل توجه نسبت به GeForce RTX 4090 که در زمان عرضه خود در سه سال پیش دارای MSRP برابر با ۱۵۹۹ دلار بود. به عنوان یک GPU گیمینگ، برچسب قیمت آن بسیار تند است، اما به عنوان یک GPU ورکاستیشن، معامله بسیار بهتری به نظر میرسد: در اکثر تستهای من، افزایش عملکرد متوسطی نسبت به 4090 ارائه داد و حافظه گرافیکی بسیار بیشتری دارد: ۳۲ گیگابایت در مقابل ۲۴ گیگابایت.
با این حال، MSRP فقط قیمت نظری است که انویدیا پیشنهاد میکند شرکتها GeForce RTX 5090 را به آن قیمت بفروشند. متأسفانه، واقعیت در حال حاضر بسیار متفاوت است. عرضه 5090 مصادف شد با انفجار عظیم تقاضا برای GPUهای دارای هستههای یادگیری ماشین برای تأمین سوخت تب فعلی در استقرار دیتاسنترهای هوش مصنوعی. این باعث شده است که قیمتها اوج بگیرند و موجودیها کاهش یابد، درست مانند کاری که رونق استخراج کریپتو برای GPUهای سری GeForce RTX 30 انجام داد.
اگرچه اوضاع به بدی شش ماه پیش نیست، هنوز هم پیدا کردن یک GeForce RTX 5090 با قیمتی نزدیک به MSRP تقریباً غیرممکن است.
در مرحله بعد، GeForce RTX 5080. این کارت دارای MSRP برابر با ۹۹۹ دلار است: همان قیمت عرضه GeForce RTX 4080 Super نسل قبل. این منطقی است: 5080 همان ۱۶ گیگابایت حافظه گرافیکی را دارد و در تستهای من فقط بهبودهای عملکردی جزئی نسبت به 4080 Super ارائه داد.
همچنین امکان تهیه GeForce RTX 5080 با قیمتی بسیار نزدیکتر به MSRP وجود دارد: زمانی که من این بررسی را تکمیل میکردم، حتی یکی در Amazon.com با قیمت ۹۲۹ دلار با زمان تحویل دو هفتهای به فروش میرسید.
رأی نهایی (Verdict)
طبق معمول، دادههای زیادی برای هضم در اینجا وجود دارد، بنابراین اجازه دهید سعی کنم آن را برای شما تجزیه کنم.
بیایید با GeForce RTX 5090 شروع کنیم. این کارت در برخی از تستهای من با اختلاف زیادی GPUهای نسل قبلی Ada Lovelace را شکست داد؛ در برخی دیگر با اختلاف کمتر؛ و حتی در آن تستهایی که به GeForce RTX 4090 یا 4080 قدیمیتر باخت، باز هم در سطح کاملاً قابل قبولی عمل کرد. همانطور که توسعهدهندگان نرمافزار یاد میگیرند که چگونه از معماری Blackwell استفاده بهتری کنند و انویدیا درایورهای خود را اصلاح میکند، من همچنین انتظار دارم که برخی از امتیازات پرت بهبود یابند.
از دیدگاه عملکرد خالص، من احساس راحتی میکنم که RTX 5090 را به عنوان انتخاب برتر فعلی خود برای یک GPU سری GeForce برای تولید محتوا توصیه کنم، به ویژه با توجه به ۳۲ گیگابایت حافظه گرافیکی آن، که آن را بسیار متنوعتر و آیندهنگرانهتر از کارتهای نسل قبلی میکند.
چیزی که با آن درگیر هستم هزینه است. اگر واقعاً میتوانستید یک GeForce RTX 5090 را با قیمت MSRP آن یعنی ۱۹۹۹ دلار تهیه کنید، این یک توصیه “بدون فکر، بیبروبرگرد، همین الان بخر” بود، اما با گروگان گرفته شدن قیمت GPUها توسط هوش مصنوعی، تصمیم پیچیدهتر است.
اولین چیزی که باید در نظر بگیرید این است که گزینههای جایگزین ممکن است آنقدرها هم ارزانتر نباشند. منطق حکم میکند که GeForce RTX 4090های دست دوم باید کاملاً مقرون به صرفه باشند، زیرا (الف) دست دوم هستند و (ب) قیمت فروش مجدد سختافزار کامپیوتر سریعتر از فورد تاندربرد ۱۹۶۶ تلما و لوئیز به پایین سقوط میکند. متأسفانه، منطق در اینجا حاکم نیست. اگر چیزی باشد، به نظر میرسد که ارزش RTX 4090 افزایش یافته است و بسیاری در حال حاضر به صورت آنلاین با قیمت ۱۷۰۰ تا ۲۰۰۰ دلار به فروش میرسند: بسیار بالاتر از MSRP اصلی خود. اگر قیمتهای 4090 دست دوم به محدوده ۹۰۰ تا ۱۲۰۰ دلار کاهش مییافت، آنها را به جایگزینهای بسیار جذابی برای GeForce RTX 5090 تبدیل میکرد، اما در حال حاضر اینطور نیست.
دومین چیزی که باید در نظر بگیرید این است که قیمتها برای خود 5090 کاهش یافته است… کمی. در حالی که بسیاری در حال حاضر به صورت آنلاین حدود ۳۰۰۰ دلار به فروش میرسند، چند ماه پیش، آنها با قیمت بیش از ۴۰۰۰ دلار فروخته میشدند، بنابراین اگر مایلید کمی بیشتر صبر کنید، قیمتها ممکن است باز هم پایینتر بیاید.
تعداد کمی خردهفروش آنلاین وجود دارند که 5090 را با قیمت MSRP یعنی ۱۹۹۹ دلار لیست میکنند، و در حالی که تقریباً همیشه ناموجود هستند، اگر یک 5090 را در چند میلیثانیه بین تأمین مجدد فروشگاه و فروش مجدد آن مشاهده کردید، آن را بگیرید و به عقب نگاه نکنید. حتی در حدود ۲۵۰۰ دلار، 5090 معامله بدی نیست. اما شخصاً، من یکی را به قیمت بیشتر از آن نمیخرم.
در مورد GeForce RTX 5080، این کارت تقریباً از همان الگوی 5090 پیروی میکند، اگرچه نه به چنین افراطی. در تستهای من، 5080 کاملاً مشابه 4080 Super نسل قبلی عمل کرد، با برخی امتیازات بالاتر و برخی پایینتر. برخلاف 4080 Super، این یک GPU دو اسلاته است و کمی از نظر مصرف انرژی کارآمدتر است، اما GPUهای Blackwell برای بهبود عملکرد در بازیها به شدت به ویژگیهای هوش مصنوعی جدید خود متکی هستند و اکثر برنامههای DCC هنوز از آنها استفاده نمیکنند.
متأسفانه، مانند GeForce RTX 5090، کارت 5080 نیز از تورم قیمت رنج میبرد و بسیاری در حال حاضر به صورت آنلاین با قیمت ۱۱۰۰ تا ۱۲۰۰ دلار فروخته میشوند. این افزایش قیمت وحشتناکی نیست، اما اگر به دنبال صرفهجویی در چند دلار هستید، در حال حاضر میتوانید 4080 Superهای دست دوم را در محدوده ۸۰۰ تا ۹۰۰ دلار پیدا کنید، و اگر بتوانید یکی را در شرایط خوب تهیه کنید، ممکن است ارزش بررسی را داشته باشد.
به طور خلاصه: یک بار دیگر، انویدیا GPUهای جدیدی را با بهبود کلی در عملکرد نسبت به نسل قبلی کارتهای خود منتشر کرده است. این کاملاً جهش عظیمی نیست که ما از GeForce RTX 3080 و 3090 دوران Ampere به GeForce RTX 4080 و 4090 دوران Ada Lovelace دیدیم، اما هنوز هم بسیار خوب است. با این حال، انویدیا و توسعهدهندگان نرمافزار DCC هنوز باید با هم کار کنند تا برخی از ناهماهنگیهای عملکردی عجیب و غریبی را که من در تستهایم مشاهده کردم، به ویژه در نرخ فریم Viewport، برطرف کنند و انویدیا باید به مسائل عرضه خود رسیدگی کند تا قیمتها را پایین بیاورد – حداقل به قیمتهای MSRP برای کارتهای جدید.


















